امشب باز هم ۲تایی تنها رفتیم هپی استارتازه الان برگشتیم به توی وروجک که حسابی اونجا خوش می گذره چند ساعتی اونجا بودیم توی این مدت که داشتی بازی می کردی من به این فکر می کردم که کودک بودن چه زیباست چه عالمی داره عالمه کودکان چه راحت همه چیز را فراموش می کنن [...]
آرشیو برای بهمن, ۱۳۸۷
فقط یه نگاه یه نگاه یه نگاه تو به دنیا می ارزه با تو دل من غصه و غم نداره با تو دل من عاشق دنیاست با تو زندگی من چه زیباست کیانا جونی درسته بابایی نیست منم دلتنگ و پر مشغله اما بودن تو باعث می شه از دنیا فاصله بگیرم دیشب خوابم نمی [...]
کیانا جونی دیگه نتونستم امروز طاقت بیارم و باز هم اومدم سراغ نوشتن امروز دلم خیلییییییی زیاد گرفته است دلم برای بابایی خیلی تنگ شده تازه دیشب رفته اما …. من چه طوری ۱۲ روز را بگذرونم…. چه طوری روزها را به شب و شبها را به صبح برسونم طوری که تو هم نفهمی که [...]