دیروز از مکه برگشتیم… برای من سفر خوبی بود ، سعی کردم به دور از اعتقاد و افکار دیگران از این موقعیتی که برایم پیش اومده بود استفاده کنم و بیشتر با خدای خودم خلوت کنم کاری به دیگران نداشتم به جز مراسم احرام سایر روزها برای خودم و با خودم بودم البته در کنار [...]
آرشیو برای ۱۳۹۰
کیانای عزیر من کمتر از ۲۰ روز دیگه همه با هم می ریم مکه …. هرچی نزدیکتر می شیم حس عجیب تری پیدا می کنم تو هم که با کوله باری از دعا و آرزو که اطرافیان بهت سفارش کردن در حال آماده شدن هستی چند روز پیش که دفتر دیکته ات را نگاه می [...]
خدایا شاید داری صبر و تحمل من را امتحان می کنی شاید هم داری به من یادآوری می کنی که سلامتی چقدر ارزشمند است در مورد اول باید اعتراف کنم که واقعععععععععا ضعیف و ناتوانم در مقابل حتی سرفه یا عطسه بی دلیل کیانا به هیچ وجه تحمل لحظه ای بیماری و بی رمقی چشمانش [...]
کیانای من ، کیانای کوچولوی من، کیانای زیبای من منو ببخش نتونستم اینبار روز تولدت برایت بنویسم که چقدر خوشحالم که به این خوبی بزرگ شدی الان دختر بچه ای ۸ ساله با خصوصیات بسیار حیرت انگیز نه تنها از دید من مادر بلکه از دید اطرافیان هم هستی هرجا رفتم شخصیت و مودب بودن [...]