کیانای من ، کیانای کوچولوی من، کیانای زیبای من
منو ببخش نتونستم اینبار روز تولدت برایت بنویسم که چقدر خوشحالم که به این خوبی بزرگ شدی الان دختر بچه ای ۸ ساله با خصوصیات بسیار حیرت انگیز نه تنها از دید من مادر بلکه از دید اطرافیان هم هستی هرجا رفتم شخصیت و مودب بودن تو همه را شگفت زده کرده ، خیلی زود جوش و مهربون هستی و در عین آرام بودن شیطنت های خاص و زیرکانه خودت را هم داری، زیاد مرتب نیستی و اکثرا اتاقت بعد از یک روز مرتب ماندن دیگه طاقت نمی یاره و روزها و هفته ها شلوغ می مونه ، کاملا مستقل هستی توی جلسه انجمن مدرسه ات وقتی بیشتر مادرها از اینکه مجبورا ساعتها پا به پای فرزندانشون برای تکالیف وقت بزارن من با غرور از تو یاد می کردم که بدون کوچکترین اذیت خودت بدون من مشق ، ریاضی و حتی کاردستی هایت را انجام می دهی ، یک روز که مدرسه اومده بودم معلمت کاردستی که با یک نخ کلفت درست کرده بودی و براش کله گذاشته بودی و نوشته بودی مار را نشونم داد و گفت وقتی پرسیده چرا از وسایل بیشتری استفاده نکردی؟ گفتی آخه تنها بودم و فقط نخ داشتم… و این یعنی ابتکار و استقلال که من بهش می بالم
تنها چیزی که شاید فکر من را در مورد تو درگیر کرده حساس بودن تو هست نمی دونم خوبه یا بد ، باید نگران باشم یا نه…
چند روز پیش به خاطر اینکه گل سرت را پیدا نمی کردی کلی گریه کردی گاهی وقتها فکر می کنم اگر قرار باشه همین طوری بزرگ بشی با همین روحیه واقعا نمی تونی توی دنیای سنگدل و بی رحم دوام بیاری و غصه نابودت می کنه و این واقعا عذابم می ده الان به خاطر برنده نشدن توی بازی گریه می کنی به خاطر گم شدن یا خراب شدن یک اسباب بازی کلی غصه دار می شی به خاطر یک اشتباه کوچک یا بدخط بودن خودت را کلی عذاب می دی آیا فردا با یک بار افتادن می تونی دوباره بایستی و آغاز کنی می خوام طوری بزرگ بشی که مشکلات آزارت نده نمی خوام ناملایمتهای روزگار اشکت را سرازیر کنه ….
در هر صورت کیانای من مرسی که ناب ترین عشق ، متفاوت ترین حس ، قشنگترین لبخند و زیباترین دقایق را به من هدیه دادی، بخند شاد باش و استوار….
تولدت مبارکککککککککککککککککک
خدایا ممنونم که من را شایسته نام مادرکردی، خدایا کنار لحظه های کیانای من باش و امید و شادی را همراه لحظه هایش کن
امروز بابا مهدی هم برای یک هفته مسافرت رفت هر چی سعی کردم توی این پست از دلتنگی ننویسم طاقت نیاوردم:
مهدی عزیزم دلم تنگ شده اما به فاصله ها فکر نمی کنم ، به لبخندهای زورکی و بهونه های الکی هم فکر نمی کنم، به اشک های یواشکی هم فکر نمی کنم ، همه ی اینها هستند اما بهشون فکر نمی کنم….
تنها به این فکر می کنم که این تنهایی خالی نیست و پر از یاد تو و عشق تو هست منتظر اومدنت با خبرهای مثل همیشه خوب و پر بارهستم





