کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

اولین مسافرت سال ۱۳۹۳

مدت زیادی بود که من توی سایت به دلایل روزمرگی های معمول ، مشغله کاری و تنبلی توی سایت چیزی ننوشته بودم که البته کیانا خانم جبران کردن و خلاصه ای از خاطرات خودشو نوشته که امروز به صورت جداگانه توی سایت وارد می کنم و امیدوارم مامان تنبل دست از تنبلی برداره و اونم یکم فعال تر بشه ;)

نوشته کیانا:

قراربود با هلیا و شهریار به انتالیا  برویم که هفت روزه بود .

من از خیلی وقت قبل اون خوشحال بودم که می خواستم از خوشحالی پرواز کنم

در فرودگاه بستنی خوردیم ودر هواپیما خوابیدیم .

وقتی به هتل رسیدیم به ما دستبند هایی دادن که از غذا وامکانات دیگر مجانی استفاده می کردیم.

چند دقیقه بعد به اتاق ها رفتیم اتاق ها خیلی بزرگ و زیبا بودند .

سپس به رستوران برای ناهار رفتیم و غذا ها خیلی خوش مزه بودند و بعد به استخر رفتیم که چون ابش سرد بود زود برگشتیم.

روز دوم هم به همین ترتیب گذشت ولی شب به کنسرت کودکان رفتیم و بعد گروه کودکان برای ما نمایش هایی خیلی خیلی زیبا انجام دادند.

روزهای دیگر هم بیشتر توی هتل بودیم ولی چون هتل بسیار زیبا و بزرگی بود و برنامه های زیادی داشت به ما خیلی خوش می گذشت .

روز برگشت خیلی ناراحت بودیم و دلمون برای گروه نمایش بولکا و نونا خیلی تنگ می شد.

 

۳ نظر نظرات

  1. خوشحالم که بهت خوش گذشته دوست کوچولوی نازم بووووووس

  2. باباشش says:

    دخملم
    ایشالا بازم با هم و در کنار سایر دوستان خاطرات خوب دیگه ای رو میسازیم…

    از مامانشم بخاطر اینکه خیلی فعاله و سعی می کنه بهترین ها رو برات مهیا کنه خیلی ممنونم و تو هم میدونیم که خیلی خیلی دوسش داری و هواشو داری….

    جاتون خالیه و ایشالا برگشتم خاطرات زیبای جدیدی رو خلق می کنیم..

    دوستون دارم….

  3. کیانا says:

    زود برگردی ها
    چون دلم دوباره مسافرت خارجی می خواد ه ه ه

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم