کیانای من چند وفتی هست که درگیر انتخاب مدرسه برای تو هستم دیروز تست اولین مدرسه بود که با هم رفتیم مشاور می گفت که خیلی دختر با هوش، مهربان و باذوقی هست علاوه بر اینکه قوه تشخیص خوبی هم داره توی نقاشیت هم خودت را هم قد من و بابا و خوشگلتر کشیده بودی [...]
آرشیو برای ۱۳۸۸
الان دفتر تهران هستم و با اینترنت بسیار پرسرعت یاد سایت تو افتادم .گفتم ماجرای روز قبل از مسافرت را توی سایت بذارم یکی از روزهایی که کلا با مد بهونه گیری بیدار شدی ، بهونه گیری هایی که شاید از سر دلتنگی های بچه گانه باشه . باید ساعت ۸ و نیم می رفتی [...]
سلام یکی یک دونه من امروز بابا مهدی بازم تهران رفت و ما باز ۲ تاشدیم… امروز من تا ساعت ۶ شرکت بودم و تو خونه مامان طلی برای فردا باید کاردستی عید درست می کردین که خاله مهسا حسابی برات مایه گذاشته بود و طبق معمول با سلیقه یک سفره هفت سین خوشگل برات [...]
دیشب تا ساعت ۳ نصف شب داشتیم این سریال ۲۴ را نگاه می کردیم لعنتی آدم میخکوب می شه با خودم گفتم دیگه نگاه نمی کنم اما می دونم تا تموم نشه نمی تونم ازش بگذرم خلاصه صبح خواب موندم جالب اینجاست که تو هم بیدار نشده بودی امروز برای آقای نائینی هم می خواستیم [...]