کیانا جونی دیگه نتونستم امروز طاقت بیارم و باز هم اومدم سراغ نوشتن امروز دلم خیلییییییی زیاد گرفته است دلم برای بابایی خیلی تنگ شده تازه دیشب رفته اما …. من چه طوری ۱۲ روز را بگذرونم…. چه طوری روزها را به شب و شبها را به صبح برسونم طوری که تو هم نفهمی که [...]