کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آخ چقدر دلم تنگ شده بود

کیانا جونی من تقریبا ۲ روز بود سایتت قطع بود یادم رفته بود دامنه را تمدید کنم فکر کن آدم تو این کار باشه کار خودش بمونه…

حالا بعضی روزا می شه که اصلا وقت نمی کنم بیام به سایتت سربزنم اما وقتی قطع بود همش روزی چند بار چکش می کردم دلم خیلی براش تنگ شده بود

خوب از دیشب بگم که رفتیم گروهی هپی استار داشتی بازی می کردی بدجور افتادی زمین معلوم بود که حسابی دردت گرفته بود منم خیلی ترسیده بودم ظاهرا که فقط یک زخم سطحی بود فقط می تونم بگم بمیرم برای تو دختر کوچولوی خودم خیلی دوست دارم

امروز هم رفتی توی حیاط با بچه ها کلی بازی کردی وقتی اومدی برای من یک گلدون خیلی قشنگ با چوب و پوست پسته و آشغال پاشغالای دیگه ساخته بودی ولی خیلی قشنگ بود بهترین کادویی بود که می تونستی به مامانی بدی چون خودت با اون دستهای کوچولوت و فکر قشنگت برام ساخته بودی بعد که بابا اومد برای اینکه اونم ناراحت نشه گفتی برای دوتایتون ساختم

تو چه مهربونی….

راستی برات یک میکروسکوپ هم خریدیم بهش می گی میکروسکن با اون چشمهای قشنگت یک چشمی زیرش چیزی می ذاری و نگاه می کنی کلی هم میکروب دیدی

الان هم که برات کتاب خوندم ماساژت دادم و مثل فرشته ها خوابیدی

کوچولوی من عاشق آرامش تو توی خواب هستم آرام بخواب دوستت دارم بوس بوس

.