کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۸۷

دوست دارم سبد سبد

Comments Off

عزیز من گل من عسل من عشق من نمی دونی چقدر دوست دارم چقدر پاک و معصومی چقدر ساده و مظلومی وقتی فشار کارها آزارم می دهد وقتی از دنیا دلگیر می شوم وقتی دلتنگم تنها چیزی که آرومم میکنه بچه شدن با تو است کیانا جون من و بابایی با بودن تو هر روز [...]




سلام جیگر طلا

Comments Off

گل مامان دیروز برای اولین بار خودم موهاتو کوتاه کردم بد نشد قیچی خیلی کند بود باید یه قیچی تیز بگیرم بد هنرنمایی کنم ولی بازم خوب بود پشت موهاتم بستم دیگه جیگر جیگر شده بودی رفتیم کلی با هام دور زدیم بهمون خیلی خوش گذشت. امروز روز معلم بود برای مربی هات کادو بردیم [...]




عروسک قشنگ من

Comments Off

عسل مامان بمیرم من که نمی دونم پشه از کجا اومده تو خونه که دیشب کلی تو رو نیش زده جای نیش شون کلی ورم کرده و درد می کنه از بس گوشتت شیرین و پوستت لطیفه این پشه های لعنتی فقط تو رو نیش زدن تازه یکم هم سرما خوردیو تب داری این شاالله [...]




ای روزگار…

Comments Off

کیانای من، وقتی به دنیا آمدی با خودم عهد کرده بودم که هیچ وقت اجازه ندم روزگاربا تو بد کنه با تمام قوا جلوی ناملایمتی های دنیا بایستم و از تو محافظت کنم اجازه ندم سختی های زندگی خم به ابروی تو بیاره و یا جبر روزگار اشک به روی گونه های زیبای تو جاری [...]