عزیز مامان دیروز بابایی رفت مسافرت من وتو هم نبرد گفت دست و پاگیر می شین شما البته خودمون هم نمی خواستیم بریم و گرنه حتما باهاش رفته بودیم به هر حال دیشب کلی متن ادبی نوشتم ولی سیستم مشکل داشت و ذخیره نشد شانس بابایی بد بود!! مهدی جون دلم برات خیلی تنگ شده [...]