از چند روز پیش می خواستم برات چیزی بنویسم ولی سایت همش خطای Forbiden می داد و من نمی تونستم چیزی وارد کنم الان هم که درست شده باز سر من حسابی شلوغ شده … الان تو خونه هستی منم ۱ساعت پیش تازه اومدم سرکار آخه دیشب تا ساعت ۲ مهمون داشتیم تو هم از [...]
آرشیو برای تیر, ۱۳۸۷
عزیزم الان تازه از رسیدیم خونه گفتم قبل از هر چیز بیام سراغ نوشتن آخه یک موضوع جالب روز جمعه اتفاق افتاد یعنی در حقیقت یک طلسم ۲ ماهه شکسته شد و بالاخره تونستم تو رو حموم ببرم وای اگه بدونی من چند وقته که چقدر با تو سر حموم رفتن مشکل داشتم ولی دیگه [...]
وای چقدر دلم برای نوشتن برای تو تنگ شده بود و چقدر فرصت لحظه ها کم شده برای نوشتن برای تو که قشنگترین بهونه من برای زندگی هستی. عزیز دلم تو این چند وقت اصلا فرصت نکردم بیام تا بنویسم خاطرات زیبای تورا و خداییش الان که اومدم نمی دونم از کجاش شروع کنم چی [...]