کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای تیر, ۱۳۸۷

کارای دنیا برعکس شده !!

بدون نظر

از چند روز پیش می خواستم برات چیزی بنویسم ولی سایت همش خطای Forbiden می داد و من نمی تونستم چیزی وارد کنم الان هم که درست شده باز سر من حسابی شلوغ شده … الان تو خونه هستی منم ۱ساعت پیش تازه اومدم سرکار آخه دیشب تا ساعت ۲ مهمون داشتیم تو هم از [...]




خوشگل و نازی چقدر، جیگرتو خام خام بخورم

بدون نظر

عزیزم الان تازه از رسیدیم خونه گفتم قبل از هر چیز بیام سراغ نوشتن آخه یک موضوع جالب روز جمعه اتفاق افتاد یعنی در حقیقت یک طلسم ۲ ماهه شکسته شد و بالاخره تونستم تو رو حموم ببرم وای اگه بدونی من چند وقته که چقدر با تو سر حموم رفتن مشکل داشتم ولی دیگه [...]




زندگی با تو چقدر قشنگه خوبه من

بدون نظر

وای چقدر دلم برای نوشتن برای تو تنگ شده بود و چقدر فرصت لحظه ها کم شده برای نوشتن برای تو که قشنگترین بهونه من برای زندگی هستی. عزیز دلم تو این چند وقت اصلا فرصت نکردم بیام تا بنویسم خاطرات زیبای تورا و خداییش الان که اومدم نمی دونم از کجاش شروع کنم چی [...]