وای چقدر دلم برای نوشتن برای تو تنگ شده بود و چقدر فرصت لحظه ها کم شده برای نوشتن برای تو که قشنگترین بهونه من برای زندگی هستی.
عزیز دلم تو این چند وقت اصلا فرصت نکردم بیام تا بنویسم خاطرات زیبای تورا و خداییش الان که اومدم نمی دونم از کجاش شروع کنم چی بنویسم از تولد بابا مسعود که ۲۷ خرداد بود وکلی خوش گذشت یا از باغ وحش رفتنمون و ذوق و شوق تو برای حیوانات اونجا آخه تا حالا هر دفعه که رفته بودیم یا خیلی کوچولو بودی و یا از حیوانات می ترسیدی ولی ایندفعه کلی با هاشون دوست شده بودی و حتی بهشون غدا می دادی وتازه کلی هم سوالهای مختلف ازما می پرسیدی که مثلا فلان حیوان وحشیه یا اهلی غذا چی میخوره ، قربون تو بشم که اینقدر بزرگ شدی و می رسه روزی که ما دیگه جواب خیلی از سوالهای تو را بلد نیستیم، یا از سرزمین عجایب رفتنت بگم که تک تک وسایل ها را سوار می شی و هیچ کدوم هم جا نمیندازی تازه تو این ماه ۲بار رفتیم البته منم کم از تو نمییارم و دفعه قبل کلی با وسایلش بازی کردم
بذار از کیش رفتنمون هم تعریف کنم اولین مسافرتی بود که تقریبا بعد از ۹ سال من بدون بابا مهدی می رفتم ولی حالا جدا از دلتنگی هایی که برای بابایی داشتیم خیلی خوش گذشت و قشنگترین ثانیه ها و لحظه ها برای من زمانی بود که تو را شادمانه در دریا و یا روی ماسه ها مشغول بازی و ذوق و شوق می دیدم لحظه هایی که فارغ از همه چیز با هم روی ماسه ها می دویدیم یا توی آبها آب بازی میکردیم با هم صدف جمع می کردیم و یا تاب بازی و سرسره بازی می کردیم وای چقدر خوب بود اگه می تونستیم همیشه همینقدر بچه باشیم و بچه گانه رفتار کنیم
کیانای من خندیدن های تو ، بازی کردن های تو ، مهربونی های تو ، شیطنت های تو و لجبازی های تو بهترین دلیل برای زندگی کردن است تو ،امید ما برای زیستن هستی با شوق صدای تو از خواب بیدار می شویم و با نشاط تو زندگی می کنیم و با آرامش نفسهای تو می خوابیم تویی که زیباترین ترانه برای قلب من و بابایی هستی طپش قلب تو یعنی طپش عشق در زندگی ما ،تو یعنی زیبایی زندگی ما
راستش بعد از اینکه از کیش برگشتیم من تا همین دیروز حسابی مشغول کارهای عقب افتادم بودم و کمتر وقت صرف تو کردم ولی بدون که در اوج کارها در سختترین شرایط تو مثل معجزه ای بودی برای تن خسته من ، تو مثل همیشه باز هم با شرایط کنار اومدی و من مثل خیلی وقتها آرزو کردم کاش من هم برای تو بهترین می بودم
عشق من ، زندگی من ، امید من ، آینده من ، کیانای من می خوام در این لحظه در این سکوت شب فریاد بزنم فریاد بزنم تا دنیا بفهمه که من عاشقت هستم و عاشقانه می پرستمت





