امروز سالگرد ازدواج من و بابایی است از اونجایی که چند وقت کار و بار شرکت زیاد شده و از طرفی یک سری مشکلات خاص تو شرکت پیش اومده بود حسابی فکرمون درگیر بود ولی خوشبختانه باز هم ازدیاد کارها و مشکلات باعث نشد که این روز خاص را فراموش کنیم و چون بابایی به خاطر کارهای دارایی مجبوره شبها بیشتر تو شرکت باشه جشن سالگردمون را خیلی ساده ۳تایی ظهر تو رستوران ارم شاندیز گرفتیم
اینم از طرف من برای بابایی:
مهدی عزیزم دستانم تشنه دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هام
با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا را داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز همدیگر را دوست خواهیم داشت.
و به راستی کیانای عزیزم من مطمئن هستم که هیچ زوجی در دنیا به اندازه ما عاشق نیستند





