امروز روز مرد و روز پدر است که البته من بازم کادوم زودتر آماده شده بود و نتونستم تا امروز صبر کنم و کادومو روز شنبه دادم و باز هم بابائی را طی یک مراسم عجیب غافلگیر کردیم از اونجایی که بابائی یک مدت تو فکر آکواریم بود و خیلی دوست داشت منم فرصت را غنیمت شمردم و از هفته پیش با تو و دائی ابوالفضل سراغ خرید و سفارش آکواریم بودیم و خیلی برای جالب بود که تا آماده شدن آکواریم تو هیچ حرفی به بابا نزدی آخه همش می ترسیدم که قبل از حاضر شدن ،کادو لو بره قربون راز داری دختر کوچولوم بشم
مهدی عزززززززیییییییییزم، از تو آموختم که دوست داشتن همیشه گفتن نیست، گاه سکوت است و گاه نگاه و در سکوت می توان نگاه را معنا کرد و آن را با عشق به دل پیوند داد و تو همیشه نگاهت از جنس آب و سکوتت از جنس صداقت بوده و من نیز هر روز در این سکوت دوباره زتده می شوم و با نگاه تو عاشق
مهدی عزیزم تو قشنگ ترین تصویرگر رویاهای منی دوستت دارم و روزت مبارک
پدر عزیز ومهربانم همیشه زود دیر می شود و آدمها گاهی حتی فرصت نمی کنن برای کارهای بزرگ هم از هم تشکر کوچیک کنن اما من نمی خواهم این فرصت را از دست بدهم و می خواهم همینجا بگم تا بدونی مریم کوچولوی تو از بابت همه خوبی هایت از تو ممنون است روزت مبارک
اینم کادوی من البته الان قشنگترش کردیم و پر ماهی شده







