کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای آبان, ۱۳۸۷

اصفهان نصف جهان….

Comments Off

دیشب یعنی البنه دیروز رسیدیم اصفهان قبل از آن هم حدود ۱ ساعتی میبد بودیم و رفتیم جاهای دیدنی و تاریخی میبد را مثلا چاپارخانه و موزه پست و کاروانسرای شاه عباسی را دیدیم تو چاپارخانه مجسمه های آدمهای اون زمان بود که تو ازشون می ترسیدی! خیلی خنده دار بود وقتی می خواستیم عکس [...]




دومین روز هم گذشت

Comments Off

امروز حسابی یزدگردی کردیم زندان اسکندر،آتشخانه، باغ دولت آباد که مربوط به خان یزد بوده و….. حسابی خوش گذشت الان هم تو و بابایی خوابیدین منم می خواستم بخوابم که یادم افتاد بیام برات اول یکم از امروز بگم جاهایی که امروز رفتیم برای تو خیلی تازگی داشت کلی سوالهای مختلف می پرسیدی و معلوم [...]




شب اول ایرانگردی

Comments Off

قرار بود دیروز حرکت کنیم اما کارامون طولانی شد و شب ساعت ۳ حرکت کردیم صبحانه توی یکی از روستاها نگه داشنیم جای خیلی قشنگ و با صفایی بود توی راه هم حسابی بهمون خوش گذشت و حدود ساعت ۲ رسیدیم یزد ناهاز توی رستوران زیتون خوردیم که یکی از بهترین رستورانهای یزد است و [...]




روزت مبارک دختر کوچولوی عسل

Comments Off

پیشی پیشی ملوس من چند روز پیش روز دختر بود وقت نشد برات تبریک بنویسم نمی دونم چرا تازگی ها همش وقت کم می یارم در هر صورت روز گلت مبارک عزیییییییییزم هفته پیش برات توی مهدکودک هم تولد گرقتیم عکاس و فیلمبردار هم آقای صادقی بود هنوز هیچکدومش حاضر نشده کیک تولدت سیندرلا بود [...]