کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

همه چیز برای تو ….

شب بخیر گلم امشب بر خلاف همیشه که از حموم رفتن فراری هستی ذوق حموم داشتی و تازه کشف کردیم که باید برای خونه هم وان بگیریم اینجوری دیگه مشکل حمومت هم حل می شه

امروز کلی پیاده روی کردیم از پل خواجو تا سی وسه پل چه کیفی داشت با تو بچه شدن بدون توجه به دیگران به اطراف برای خودت از محیط لذت بردن دیدن شوق کودکانه تو سوال پرسیدن های بچه گانه و ساده تو خندیدن با تو بازی کردن با تو و کلا روز را با تو و در کنار تو سپری کردن شیرین ترین بخش مسافرت برای من و بابایی است

امروز چهلستون و موزه تاریخ طبیعی اصفهان هم رفتیم و این دو جا تا حالا تنها جاهایی بودن که تو ذوق عکس گرفتن داشتی و همش ژست های مختلف می گرفتی و می گفتی از من عکس بگیرین

راستی چند روز پیش می گفتی که مامان اگه من بزرگ شدم بچه بدنیا آوردم پسر بود اسمشو می ذارم امیر اگه دختر بود تهمینه!!!!!!!!!!!

وروچک اصلا مگه من می ذارم تو عروس بشی که به بعدش فکر می کنی

.