کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای آبان ۱۶م, ۱۳۸۷

دومین روز هم گذشت

Comments Off

امروز حسابی یزدگردی کردیم زندان اسکندر،آتشخانه، باغ دولت آباد که مربوط به خان یزد بوده و….. حسابی خوش گذشت الان هم تو و بابایی خوابیدین منم می خواستم بخوابم که یادم افتاد بیام برات اول یکم از امروز بگم جاهایی که امروز رفتیم برای تو خیلی تازگی داشت کلی سوالهای مختلف می پرسیدی و معلوم [...]