کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای مهر, ۱۳۸۷

دنیا دار مکافاته…

Comments Off

کیانا جونی مامان تو این مدت که باز وقت نشد بیام برات چیزی بنویسم خیلی اتفاقات زیادی افتاد البته الان نمی تونم برات بنویسم حالا تو پست بعدی سعی میکنم چندتاشو بنویسم می دونی الان اتفاقی را شنیدم که یک باره تنم لزرید می دونی چندین سال پیش برای من اتفاقاتی افتاد که طی اون [...]




پیش دبستانی شدن تو و کشف استعدادهای بابائی

Comments Off

پیشی کوچولوی من دیگه ترم جدید مهدکودکت شروع شده و تو وارد پیش دبستانی ۱ شدی گرچه تو تمام تابستون هم مجبور بودی و مهد می رفتی ولی در حقیقت سال جدید مهدکودک تازه شروع شده لباس فرم امسالت خیلی خوشگلتر از پارسال شده اونم با رنگ صورتی که تو دوست داری دیروز هم دکتر [...]




موش موشک ما

Comments Off

کوچولوی مظلوم من امشب دل درد شده بودی من خیلی ترسیده بودم می دونی وقتی یک کاریت می شه من خیلی زود دست و پای خودمو گم می کنم البته به خیر گذشت و الان خوابیدی ولی حتما فردا می برمت دکتر دلم برات خیلی می سوزه آخه چرا اینقدر مظلومی مثل بچه های دیگه [...]