کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

پیش دبستانی شدن تو و کشف استعدادهای بابائی

پیشی کوچولوی من دیگه ترم جدید مهدکودکت شروع شده و تو وارد پیش دبستانی ۱ شدی گرچه تو تمام تابستون هم مجبور بودی و مهد می رفتی ولی در حقیقت سال جدید مهدکودک تازه شروع شده لباس فرم امسالت خیلی خوشگلتر از پارسال شده اونم با رنگ صورتی که تو دوست داری

دیروز هم دکتر رفتیم و خدا را شکر که چیز مهمی نبود و فقط یکم سرما خورده بودی

امروز هم صبح هوس کرده بودی که پیاده روی کنیم با هم تا مهدکودک پیاده رفتیم وکلی بهمون خوش گذشت

خوب حالا می رسیم به کشفیات جدیدمون بر روی بابایی

میدونی چند روز پیش سه تایی با هم شروع به نقاشی کشیدن کردیم و تو به هرکدوم از ما یک مدل دادی برای نقاشی و درست همین زمان بود که فهمیدیم بابا مهدی گرچه خط خوبی نداره اما در عوض نقاشی خیللللللللیییییییی قشنگ می کشه

این نقاشی بابا مهدی

اینم نقاشی من

حالا مدل و ببین

من خاله سوسکه را کشیدم اونم تاجه بالای سرش ننکنه یک وقت فکر کنی کیکه!! بابا مهدی هم آقا موشه نقاشی من که خیلی شبیه سوسکه نه!!

خوب استعداد بعدی بابای شما در تزیینات می باشد دیشب آب آکواریم را عوض کردیم و بابا مهدی با حوصله وسلیقه وصف نشدنی زحمت کلیه کارها از جمله تزین داخل را کشید و خیلی آکواریممون قشنگ شد.

البته تو عکس خیلی خوب دیده نمیشه ولی واقعا دیدنی شد ،عزیزم دستت درد نکنه…

خلاصه علاوه بر هنرو استعدادهای قبلی باید این دو مورد را در لیست هنرهای بابا اضافه کنیم…

.