کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای آبان, ۱۳۸۷

رسیدیم به قشم گردی…

Comments Off

خوب خسته نباشی کوچولو الان از دریا می یام آهان بذار اول یکم از اهواز تا رسیدن به قشم بگم از اهواز تصمیم گرفتیم بریم بندر بوشهر ولی بین راه از بس جاهای مختلف نگه داشتیم تقریبا عصر رسیدیم بندر گناوه و یک دفعه تصمیم گرفتیم اونجا بمونیم یک هتل خوب البته به نسبت گناوه [...]




هنوز مشغول ایرانگردی هستیم

Comments Off

سلام به قند عسلم و همه عزیزانی که ایرانگردی ما را دنبال می کنند مثلا خاله مهشید و سینای عزیزم و… مجیورم خلاصه و سریع بنویسم چون هم خستم هم اینترنت همش قطع می شه آخه من حوصله ندارم برم لابی و از تو اتاق دارم کار می کنم خوب تا کجا گفته بودم آهان [...]




خداحافظی با اصفهان

Comments Off

عزیز گلم امروز آخرین روز اصفهان گردیمون بود و حسابی تا می تونستیم جاهایی که حتی خود اصفهانی ها هم به خوبی بلد نبودن رارفتیم و تازه الان وارد هتل شدیم بابایی مشغول انتخاب کردن مقصد بعدی و تو هم مشغول نگاه کردن سی دی پاندای کونگفو کار هستی بذار از امروز هم برات یکم [...]




همه چیز برای تو ….

Comments Off

شب بخیر گلم امشب بر خلاف همیشه که از حموم رفتن فراری هستی ذوق حموم داشتی و تازه کشف کردیم که باید برای خونه هم وان بگیریم اینجوری دیگه مشکل حمومت هم حل می شه امروز کلی پیاده روی کردیم از پل خواجو تا سی وسه پل چه کیفی داشت با تو بچه شدن بدون [...]