کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

خداحافظی با اصفهان

عزیز گلم امروز آخرین روز اصفهان گردیمون بود و حسابی تا می تونستیم جاهایی که حتی خود اصفهانی ها هم به خوبی بلد نبودن رارفتیم و تازه الان وارد هتل شدیم بابایی مشغول انتخاب کردن مقصد بعدی و تو هم مشغول نگاه کردن سی دی پاندای کونگفو کار هستی

بذار از امروز هم برات یکم بگم بعد از صبحانه مفصلی که تو هتل خوردیم رفتیم کلیسای بیت الحم که اینجا را بطور تصادفی پیدا کردیم بعدش هم رفتیم کلیسای وانک که یکی از قشنگترین کلیساهای اصفهان است متاسفانه توی این دو جا عکس و فیلم برداری ممنوع بود ولی واقعا دیدنی بودن نقاشی ها و آثار مربوط به این کلیسا ها مربوط به تقریبا ۴۰۰-۵۰۰ سال پیش بود در صورتی که بدون بازسازی این آثار کاملا واضح و زیبا مونده بودن توی موزه وانک یک تار مو بود که با مداد الماس روی اون متن نوشته بودن و با میکروسکوپ قابل دیدن بود یا کوچکترین کتاب دنیا توی این موزه بود و خیلی از چیزهای واقعا جالب و دیدنی دیگر من که واقعا لذت بردم و دو نکته ای که توجه من و به خودش جلب کرد این بود که منطقه مسیحی ها یعنی جلفا جزیکی از مناطق باکلاس اصفهان بود و یکی دیگه هم اینکه جایی که عکس و فیلم برداری کاملا ممنوع بود توریست های خارجی کاملا این مورد را رعایت می کردن ولی بعضی از ایرانی های خودمون به هر نحوی سعی در گرفتن عکس وفیلم داشتن!!

بعدش رفتیم حمام علی قلی آقا که اونجا هم خیلی جالب بود بعدش چیه خسته شدی وروجک هنوز ادامه داره بقیه شو بذار بگم

منار جنبان به موقع رسیدیم موقع تکون دادن منارها بود شما هم اونجا سفارش چیپس دادین که خیلی خوشمزه بود و بعدش هم رفتیم آتشگاه ماربین تا وسط کوه با ماشین رفتیم البته فقط ماشین ما می تونست تا اونجا بره وبقیه مسیر کوه تا بالا را به کمک راهنمایی که اونجا بود بالا رفتیم توی فسقلی به من اعتماد نمی کردی و فقط دستت و به بابا می دادی

بعدش هم رفتیم معبد زرتشت که اینجا هم از جاهایی بود که فکر کنم کمتر کسی تاحالا اینجا اومده باشه مراسم جالب و مکان دیدنی بود

تموم شد اینم از امروز که حسابی گشتیم و خوش گذروندیم راستی یک چیز جالب تا امروز که اصفهان بودیم موقع ناهار رستورانهای خوب هر منطقه هم به طور باور نکردنی کشف می کردیم و خداییش هر رستورانی که رفتیم یکی از اون یکی بهتر بود توی شکمو هم ظاهرا توی مسافرت اشتهات حسابی باز شده

.