قرار بود دیروز حرکت کنیم اما کارامون طولانی شد و شب ساعت ۳ حرکت کردیم صبحانه توی یکی از روستاها نگه داشنیم جای خیلی قشنگ و با صفایی بود توی راه هم حسابی بهمون خوش گذشت و حدود ساعت ۲ رسیدیم یزد ناهاز توی رستوران زیتون خوردیم که یکی از بهترین رستورانهای یزد است و برای اقامت هتل سنتی مهر را انتخاب کردیم الان هم شام را خوردیم و توی لابی هتل هستیم اونم چه لابی کاملا سنتی و زییییییییبا
اصلا فکر نمی کردیم یزد این شکلی باشه ولی واقعا بافت زیبا و مردمان خونگرمی داره از همه مهمتر اینکه خیلی راحت توی اطاق هم دسترسی به اینترنت داریم که برای ما واقعا عالی شده خدایایش فکر نمی کردیم که یزد جای پیشرفته ای باشه
جالبه که این شهر واقعا بافت سنتی داره تمام نمای خونه ها بصورت کاهگلی هست یعنی روی نمای آجر کاهگل می زنند و مثلا تمام بانکها بصورت ظاهری قدیمی دیده می شوند هتل با اینکه کاملا سنتی می باشد ولی امکانات رفاهی عالی داره
خلاصه تمام اینها باعث شد که فردا هم اینجا باشیم و چرخی توی شهر بزنیم
راستی بابا مهدی توی راه منو غافلگیر کرد و یک گوشی خفن به من اونم بدون مناسبت کادو داد که خیییییییلی نازه مهدی جون جونی مرسی دوست دارم عزیزم بووووووووس بوس
توی وروجک هم تا می تونستی به قول خودت بدویدی و شیطونی کردی الانم داری با بابا مهدی بازی می کنی از خونه جدیدمونم (یعنی این هتل) حسابی راضی هستی
دوست دارم کوچولوی شیطون





