ای شیطونک ناقلا امروز ظهر هر کار کردم نخوابیدی البته کلا عادت نداری ظهرها بخوابی ولی من و بابایی که خیلی خسته بودیم خوابیدیم و تو مشغول بازی بودی هر چند که گاه گاهی سعی در بیدار کردن ما داشتی ولی ما خوابالو تر از این کارها بودیم خلاصه بعد که بیدار شدیم دیدم روی [...]