کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

خاله مهسا و دایی ابوالفضل عزیز

الان تازه رسیدیم خونه البته تو توی ماشین خوابیدی و بابایی رفتی من فعلا تنهام و دلم نیومد که این موضوع را ننویسم

امروز خاله مهسا و دایی ابولفضل یک جعبه پر از چیزهای قشنگ برات خریده بودن و بهت دادن کلی ذوق زده شدی و با اشتیاق و کنجکاوی فراوان تمام چیزهاشو یکی یکی در میآوردی و بررسی می کردی خلاصه خیلی از کادو خوشت اومده بود

منم می خواستم هینجا از طرف تو بهشون بگم که خیلییییی دوستشون داریم از اینکه به فکر خوشحال کردن تو هستن از اینکه خاله مهسا با ذوق و سلیقه خاص و بی نظیر خودش کادوهاتو تزیین می کنه واقعا ممنونیم خاله جون و دایی عزیزم مرسی

مهسای خوب و عزیز و ابوافضل مهربون مرسی از اینکه به فکر خوشحال کردن کیانای من هستین مرسی از اینکه شما هم خنده های کودکانه او را دوست دارید وقتی برق شادی را در چشمان کیانا دیدم زیباترین هدیه برای من از طرف شما بود مرسی از تمام خوبی هایتان و تمام زیباهای دنیا از آن شما باد

خاله مهسا ودایی ابوالفضل

تازه می خواستم از عمو رسول و خاله مهشید هم تشکر کنم و بگم که شما را هم خیلی دوست داریم شما عمو رسولی که در فرصتهای هر چند کمی که کیانا را میبینید ولی سعی می کنید با او بچه شوید و خنده بر لبان گل زندگی من بنشانید و خاله مهربونی که احساسات و نیازهای تو را کاملا درک می کند و همیشه سعی در شاد کردن تو دارد دوستتان داریم و دعا می کنیم که گل کوچک زندگی شما سینای خاله نیز همیشه خندان و پرانرژی باشه

سینای وروجک خاله

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم