کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

والنتاین مببببببببارک

Comments Off

عشق مامان والنتاینت مبارک… دیشب بهمون خیلی خوش گذشت البته بابا مهدی که چند روز پیش کادوشو داده بود ولی من دیشب کادوهاتونو دادم حالا فکر کن خونه که از سه شنبه که مهمون داشتیم هنوز یکمی نامرتب بود و بابا مهدی هم بر عکس هر روز ظاهرا قصد رفتن به شرکت را نداشت خلاصه [...]




کوچولوی دوست داشتنی ما

Comments Off

هفته قبل بردیمت دندانپزشکی بالای لثه ات زخم شده بود که البته دکتر گفت چیزی نیست بعد برای اینکه توی دندانپزشکی اجازه دادی ازت یک عکس بگیریم جایزه رفتیم کتابخونه کوچک ما که اونجا رو خیلی دوست داری برای خودت می گردی و کلی چیزای مختلف انتخاب می کنی دیگه اینکه یک سی دی هم [...]




با تو خوشم، به تو خوشم، غمها را با تو میکشم

Comments Off

کیانا جون این هفته اونقدر برنامه های جورواجور داشتیم که اصلا وقت نشد بیام چیزی بنویسم آخه بابا مهدی هم اومده بود و یا بیرون بودیم یا شرکت الان تو رفتی خونه طراوات آخه چند وقت بود امتحان داشت و نتونستی بری پیشش بازی امروز کلی ذوق کردی وقتی داشتی می رفتی بابا مهدی هم [...]




عشق، کودکی ، بارون

Comments Off

امشب باز هم ۲تایی تنها رفتیم هپی استارتازه الان برگشتیم به توی وروجک که حسابی اونجا خوش می گذره چند ساعتی اونجا بودیم توی این مدت که داشتی بازی می کردی من به این فکر می کردم که کودک بودن چه زیباست چه عالمی داره عالمه کودکان چه راحت همه چیز را فراموش می کنن [...]