کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

این چقدر خوبه که تو کنارم هستی

Comments Off

فرشته کوچولوی من از دیشب تب کردی و من باز درگیر با حسهای عجیب اما نه غریبم تحمل همه چیز را دارم الا مریضی تو کیانای من باور کن که اشکهایم اجازه نوشتن نمی دهد اما می خواهم بنویسم ، بنویسم که یادم بماند من مادرم یادم بماند که من مسئولم من در مقابل معصومیت [...]




وقتی با من می مونی تنهایی مو باد می بره….

Comments Off

کیانای من باز هم دلتنگم و دلم گرفته اما چه خوبه تو با من هستی نمی ذاری زیاد به تنهایی فکر کنم نمی دونم چه حس عجیبیه وقتی بابا نیست با اینکه دورو برمون از همیشه شلوغتر هم می شه اما باز هم حس تنهایی غریبی داریم هم من و هم تو اینو می تونم [...]




پیشی پیشی ملوسه من

Comments Off

پیشی کوچولوی من امروز اولین روز پیش دبستانی ۲ بود صبح با ذوق و شوق لباس فرمت رو پوشیدی و از زیر قرآن رد شدی و رفتی مثل همیشه مهدکودک کلی عکس ازت گرقتم و ظهر با ترس و لرز اومدم دنبالت با اینکه از ۲ گذشته بود ولی خوشبختانه بهت خیلی خوش گذشته بودو [...]




خلاق کوچولو

Comments Off

کیانای من دیروز نقاشی خانواده کوچیک ۳نفری خودمون را کشیدی واقعا استعداد خوبی مخصوصا توی نقاشی داری با خودم فکر می کردم که این تابستون هم اومد و تموم شد اما من هیچ کاری برای تو نکردم چه فکرای داشتم کلاس زبان، نقاشی، شنا ، ژیمناستیک اما هیچکدوم نشد اینقدر درگیر روزمرگیهای زندگی و کار [...]