کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

مرد رویاهای هر لحظه ام ، روزت مبارک

Comments Off

امروز روز مرد و روز پدر است که البته من بازم کادوم زودتر آماده شده بود و نتونستم تا امروز صبر کنم و کادومو روز شنبه دادم و باز هم بابائی را طی یک مراسم عجیب غافلگیر کردیم از اونجایی که بابائی یک مدت تو فکر آکواریم بود و خیلی دوست داشت منم فرصت را [...]




بهونه گیر مامان

Comments Off

نمی دونم چرا بعضی وقتها روز که بیدار می شی رو دنده بهونه گیری هستی و واقعا گاهی وقتها کلافم می کنی مثلا همین امروز مامان قدسی که می خواست بره (آخه چند روزه از مکه اومدن و خونه ما هستن ) من که خداحافظی کردم تو زدی زیر گریه که من خداحافظی تو رو [...]




کارای دنیا برعکس شده !!

بدون نظر

از چند روز پیش می خواستم برات چیزی بنویسم ولی سایت همش خطای Forbiden می داد و من نمی تونستم چیزی وارد کنم الان هم که درست شده باز سر من حسابی شلوغ شده … الان تو خونه هستی منم ۱ساعت پیش تازه اومدم سرکار آخه دیشب تا ساعت ۲ مهمون داشتیم تو هم از [...]




خوشگل و نازی چقدر، جیگرتو خام خام بخورم

بدون نظر

عزیزم الان تازه از رسیدیم خونه گفتم قبل از هر چیز بیام سراغ نوشتن آخه یک موضوع جالب روز جمعه اتفاق افتاد یعنی در حقیقت یک طلسم ۲ ماهه شکسته شد و بالاخره تونستم تو رو حموم ببرم وای اگه بدونی من چند وقته که چقدر با تو سر حموم رفتن مشکل داشتم ولی دیگه [...]