کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

پیش دبستانی شدن تو و کشف استعدادهای بابائی

Comments Off

پیشی کوچولوی من دیگه ترم جدید مهدکودکت شروع شده و تو وارد پیش دبستانی ۱ شدی گرچه تو تمام تابستون هم مجبور بودی و مهد می رفتی ولی در حقیقت سال جدید مهدکودک تازه شروع شده لباس فرم امسالت خیلی خوشگلتر از پارسال شده اونم با رنگ صورتی که تو دوست داری دیروز هم دکتر [...]




موش موشک ما

Comments Off

کوچولوی مظلوم من امشب دل درد شده بودی من خیلی ترسیده بودم می دونی وقتی یک کاریت می شه من خیلی زود دست و پای خودمو گم می کنم البته به خیر گذشت و الان خوابیدی ولی حتما فردا می برمت دکتر دلم برات خیلی می سوزه آخه چرا اینقدر مظلومی مثل بچه های دیگه [...]




تو همه زندگی من هستی

Comments Off

کیانا جونم امروز نرفتم شرکت می خوام تمام امروز فقط فقط برای تو باشم با تو باشم به خاطر تو باشم می خوام امروز همه جا که دوست داری ببرمت و کلی بهت خوش بگذرونم به خدا خودم هم خسته شدم از کارها، خسته خسته ام ، اما می خوام امروز با نیروی عشق تو [...]




چقدر سریع می گذرد!!

Comments Off

کیانا کوچول موچولوی من زمان چقدر برق آسا گذشته و می گذرد دیشب که مهمون داشتیم و فیلم بدنیا اومدنت را داشتیم می دیدیم تموم لحظه های اون روز جلوی چشمم اومد همه حس و حالها دقیقا یادم بود انگار همین دیروز بود …. شب قبل از بدنیا اومدن با بابا مهدی توی بیمارستان بودیم [...]