پیشی پیشی ملوس من چند روز پیش روز دختر بود وقت نشد برات تبریک بنویسم نمی دونم چرا تازگی ها همش وقت کم می یارم در هر صورت روز گلت مبارک عزیییییییییزم هفته پیش برات توی مهدکودک هم تولد گرقتیم عکاس و فیلمبردار هم آقای صادقی بود هنوز هیچکدومش حاضر نشده کیک تولدت سیندرلا بود [...]
"خاطرات کیانا"
سلام کوچولوی پنج ساله ما دیدی خدا دوسمون داشت و زودی خوب شدی البته هنوز سرفه می کنی و گلو درد هم داری ولی خدارو شکر تب دیگه نداری یعنی یه کوچولو فقط تب داری، باور کن من مردم و زنده شدم آخه تبت بالای ۴۰ بود و اصلا پایین نمی یومد منم خیلی از [...]
عزیز مامان چند روز بود که سرما خورده بودی ولی من بی فکر جدی نگرفته بودم و دیشب آخر شب تب خیلی شدیدی کردی من تا صبح بیدار بودم و پاشویه می کردم هر چند ساعت هم استامینوفن می دادم اما فایده نداشت مثل کوره آتیش شده بودی دست که بهت میزدم دستم از گرمای [...]
کیانا جونی مامان تو این مدت که باز وقت نشد بیام برات چیزی بنویسم خیلی اتفاقات زیادی افتاد البته الان نمی تونم برات بنویسم حالا تو پست بعدی سعی میکنم چندتاشو بنویسم می دونی الان اتفاقی را شنیدم که یک باره تنم لزرید می دونی چندین سال پیش برای من اتفاقاتی افتاد که طی اون [...]