کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

روزت مبارک دختر کوچولوی عسل

Comments Off

پیشی پیشی ملوس من چند روز پیش روز دختر بود وقت نشد برات تبریک بنویسم نمی دونم چرا تازگی ها همش وقت کم می یارم در هر صورت روز گلت مبارک عزیییییییییزم هفته پیش برات توی مهدکودک هم تولد گرقتیم عکاس و فیلمبردار هم آقای صادقی بود هنوز هیچکدومش حاضر نشده کیک تولدت سیندرلا بود [...]




تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن

Comments Off

سلام کوچولوی پنج ساله ما دیدی خدا دوسمون داشت و زودی خوب شدی البته هنوز سرفه می کنی و گلو درد هم داری ولی خدارو شکر تب دیگه نداری یعنی یه کوچولو فقط تب داری، باور کن من مردم و زنده شدم آخه تبت بالای ۴۰ بود و اصلا پایین نمی یومد منم خیلی از [...]




زودی خوب شو دختر کوچولوی من

Comments Off

عزیز مامان چند روز بود که سرما خورده بودی ولی من بی فکر جدی نگرفته بودم و دیشب آخر شب تب خیلی شدیدی کردی من تا صبح بیدار بودم و پاشویه می کردم هر چند ساعت هم استامینوفن می دادم اما فایده نداشت مثل کوره آتیش شده بودی دست که بهت میزدم دستم از گرمای [...]




دنیا دار مکافاته…

Comments Off

کیانا جونی مامان تو این مدت که باز وقت نشد بیام برات چیزی بنویسم خیلی اتفاقات زیادی افتاد البته الان نمی تونم برات بنویسم حالا تو پست بعدی سعی میکنم چندتاشو بنویسم می دونی الان اتفاقی را شنیدم که یک باره تنم لزرید می دونی چندین سال پیش برای من اتفاقاتی افتاد که طی اون [...]