کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن

سلام کوچولوی پنج ساله ما

دیدی خدا دوسمون داشت و زودی خوب شدی البته هنوز سرفه می کنی و گلو درد هم داری ولی خدارو شکر تب دیگه نداری یعنی یه کوچولو فقط تب داری، باور کن من مردم و زنده شدم آخه تبت بالای ۴۰ بود و اصلا پایین نمی یومد منم خیلی از تشنج موقع تب می ترسم و همش دعا دعا می کردم که از تب زیاد تشنج نگیری، خلاصه بعد از ۳ شب طاقت فرسا و سخت حالت رو بهبوده

راستش می خواستم صبح ساعت ۸ و ۱۰ دقیقه برات تبریک بنویسم بیدارم شدم ولی اصلا نای نوشتن نداشتم و تنبلی کردم

عزیز من و بابایی امروز شهادته و تعطیل برای همین نتونستیم امروز برات تولد بگیریم عوضش می خوام برات امسال یک تولد خوب توی مهدکودک بگیرم

کیانا کوچولوی مامانی دوست دارم همیشه سلامت، خندان و با نشاط باشی دوست دارم فریاد بزنم که تمام دنیا بفهمه با وجود تو چقدر خوشبختم، هرچه دارم مال تو، زندگیم، امروز و فردایم مال تو.

کیانای ما ، بهترین آهنگ زندگی ما تپش قلب توست و قشنگ ترین روز زندگی ما روز شکفتن توست

تولدت مبارک دوست دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه

.