کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

یکمی برای بهترین بابا

Comments Off

کیانا جونی من چند روزپیش رفتیم پارک و اونجا از این چرخ وفلکهای کوچولوی قدیمی داشت کلی ذوق کردی که بری سوارش بشی منم یاد بچگی های خودم افتادم که چقدر از این چرخ و فلک ها دوست داشتم خلاصه به قول خودت ۲بار سوار چرخ و فلنگ شدی دیشب هم شام ۲تایی رفتیم هپی [...]




تو وانتخابات دهم…

بدون نظر

کیانای نفس من امسال میشه گفت شور انتخاب توی شهر کاملا مشهوده و تو داری نمایی از شهر را که شاید تابحال اصلا ندیدی را تجربه می کنی وقتی بیرون می ریم میبینی مردمی را که هر یک به گونه ای خود را آراسته و هر یک با یک پوستر یا پرچم یا پارچه شعار [...]




جشن خرداد ۸۸

Comments Off

کیانای من نه راستی اسمتو عوض کردم شدی نفس نفس من نفس زندگی من نفس خونه من دیشب جشن پایانی سال مهدکودکت بود خیلی خوش گذشت از هر سال بیشتر آخه دیگه امسال جشن هر گروه توی یک ساعت خاص بود و مثل سالهای قبل دیگه انتظار دیدن تو را نکشیدیم جشن خوبی بود از [...]




رکورد شکنی بد!!

Comments Off

کیانای من سلااااااااااااااااااام بیشتر از یک ماه شد که سراغ سایتت نیومده بودم یک جورایی رکورد را شکستم دوست نداشتم که اینقدر وقفه توی نوشته های روزهای توی باشه اما….. راستش توی این یک ماه ونیم خیلی اتفاقهای خوب وبد شیرین وتلخ داشتیم نمی دونم از کجا از چی بنویسم اما مهمترین موضوعی که شاید [...]