هفته پیش کیش بودیم خیلی کم بود ولی خیلی خوش گذشت می دونی تابحال پشه های کیش فقط نیشت نزده بودن که این دفعه حسابی تلافی کردن البته شانس آوردی که بازم مثل دفعه های قبل چشمتو نیش نزده بودن و خیلی هم ورم نکرده بود در هر صورت خوشمزه بودن هم حسابی دردسر داره [...]
"خاطرات کیانا"
امسال عید را توی دفتر تهران بودیم برای من خیلی لحظه پرغروری بود از شرکت که بیرون را نگاه می کنی احساس می کنی که تهران زیر پایت است و وقتی لحظه سال تحویل در دفتری باشی که حاصل تلاش سال قبلت هست باید هم احساس غرور کرد غرور به داشتن همسری قوی و قدرتمند [...]
کیانای من چند وفتی هست که درگیر انتخاب مدرسه برای تو هستم دیروز تست اولین مدرسه بود که با هم رفتیم مشاور می گفت که خیلی دختر با هوش، مهربان و باذوقی هست علاوه بر اینکه قوه تشخیص خوبی هم داره توی نقاشیت هم خودت را هم قد من و بابا و خوشگلتر کشیده بودی [...]
الان دفتر تهران هستم و با اینترنت بسیار پرسرعت یاد سایت تو افتادم .گفتم ماجرای روز قبل از مسافرت را توی سایت بذارم یکی از روزهایی که کلا با مد بهونه گیری بیدار شدی ، بهونه گیری هایی که شاید از سر دلتنگی های بچه گانه باشه . باید ساعت ۸ و نیم می رفتی [...]