کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای ۱۳۹۲

خاطرات دبی از زبان کیانا

۲۳ نظر

چند هفته بود که منتظر این روز بودم یعنی ۲۱ آبان چون ما در این روز با هلیا و شهریار به دبی می ریم. من هر روز تقویم را خط می زدم تا به این روز برسم. سه شنبه شد،کیفم را چیندم وحاضر شدم من آنقدر خوشحال بودم که از همه زود تر اماده شدم. [...]




اولین آفرود برون استانی

۱ نظر

شروع آفرود از زاغمرز میانکاله آفرود ساحلی آفرود ماسه ای پرندگان مهاجر میانکاله صبحی آفتابی در کنار دریاچه چورت دریاچه زیبای چورت صبحانه ای لذیذ ماهیگیری الندان دریاچه الندان باداب سورت آفرود صخره ای صبحانه در ارتفاعات باداب سورت




آفرودی متفاوت

۵ نظر

کیانای من ، کیانای ما من و بابا هفته پیش یکی از بهترین خاطرت را تجربه کردیم آفرودی متفاوت همراه با لحظه های پر از هیجان ، ترس ، دلهره در کنار زیبایی هایی بکر و باور نکردنی در ایران… شروع این آفرود ماجراجویانه از بهشهر و زاغمرز شروع شد که ما ساعت ۵ صبح [...]




تولد، تولد، تولدت مبارک

۲۱ نظر

کیانای من درسته که امسال من و بابا مهدی نتونستیم در تولد ۱۰ سالگیت کنارت باشیم اما قطعا فاصله ها از اعتبار عاطفه ها چیزی کم نمی کند برای من و بابا همیشه ۴ آبان ماه یادآور بهترین خاطره است یادآور روزی که با طعم ناب مادر و پدر شدن آشنا شدیم… کیانای من از [...]