کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

تولد ۱۰ سالگی کیانا با تاخیر ۴ ماهه

کیانای عزیزم

چه زیبا بود هفته ای که گذشت ، هفته ای سرد که تنها با لبخند و ذوق های کودکانه تو برای ما گرم شد از اول هفته به خاطر تولدی که قرار بود ۵ شنبه با دوستات بگیرم کلی خوشحال بودی و به قول خودت دوست داشتی پرواز کنی و هر روز ثانیه شماری می کردی برای رسیدن ۵ شنبه…

گرچه به خاطر سرما و تعطیلی هفته خیلی از دوستات نتونسته بودن بیان ولی خوب با وجود همین تعداد کم دوستات و مخصوصا ۲ تا از دوستای کلاس دومت باز هم بهتون خیلی خوش گذشت و صدای خنده و جیغ های تو ودوستات فضای خونه را متفاوت کرده بود …

آهنگ زیبای گل گلدون که با دستهای کوچکت بسیار زیبا نواختی و همراهی هلیای عزیز در خوندن این آهنگ حس عجیب و وصف نشدنی این مهمونی کوچک تو برای من بود

پرنسس کوچولوی ۱۰ ساله ما ، من و بابا با تمام وجود عاشقت هستیم و خنده تو تمام دنیای ماست….

عکسای این روز به یادماندنی را در آلبوم سایتت می زارم

۸ نظر نظرات

  1. ابوالفضل says:

    کیانای مهربون و هنرمند. به امید اینکه همیشه خوشحال و شاد باشی .و به تمام آرزوهات برسی.

  2. وجیهه says:

    تولدت مبارک باشه کیانای عزیزم
    امیدوارم به زودی نواختن پیانوت رو با کلی آهنگ های پر احساس دوباره ببینم و بشنوم گلم

  3. باباش says:

    دخمل بابا
    باور کن که آرزودارم که بتونی با توانمندی و هوشمندی که درتو میبینم، علاوه بر فتح قله های موفقیت و دانشمندی، زندگی دوستداشتنی و عاشقانه برای خودت بسازی
    دوست دارم و عاشق لوسیهاتم…

    راستی یادت نره نظر بدیا

  4. خاله لیلا says:

    کیانای عزیز، جشن تولدت به ما هم خیلی خوش گذشت. امیدوارم همیشه لبانت خندان باشد.

  5. اطلسی says:

    مثل این که من تو کلاس اولین کسی هستم که برات چیزی مینویسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی شمع هارو فوت کردی دلم ریخت چون میخواستم جای تو باشم خوش به حالت.

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم