کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آفرودی متفاوت

کیانای من ، کیانای ما

من و بابا

هفته پیش یکی از بهترین خاطرت را تجربه کردیم آفرودی متفاوت همراه با لحظه های پر از هیجان ، ترس ، دلهره در کنار زیبایی هایی بکر و باور نکردنی در ایران…

شروع این آفرود ماجراجویانه از بهشهر و زاغمرز شروع شد که ما ساعت ۵ صبح تونستیم خودمون را به گروه برسونیم مقصد اول منطقه حفاظت شده میانکاله بود که با هماهنگی های انجام شده  بعد از گشت و گذار و دیدن دیدنی های منطقه و آفرودی ماسه ای در کنار کشتی به گل نشسته صبحانه را خوردیم

و به سمت دریاچه چورت حرکت کردیم مسیری پر از گل و لغزندگی با شیبهای تند شوق رسیدن را چند برابر کرد شب تاریک و بسیار سردی بود اما در کنار آتیش ، سیب زمینی زغالی و چایی دودی تا پاسی از شب بیدار بودیم و بعد هم تجربه و هیجان خوابیدن در چادر در کنار گرازها…

روز بعد زیباترین صبح بود زیبایی که واقعا با لنز هیچ دوربینی قابل نمایش نبود ، آفتابی دلنشین ، دریاچه ای آرام و طبیعتی پاک نوازشگر روح ما بود…

ناهار اون روز را بعد از گذشتن از جاده ای زیبا در کنار دریاچه الندان خوردیم و شب را به دلیل بارندگی بسیار شدید در کیاسر موندیم روز بعد صبح بسیار زود و بدون خوردن صبحانه به قصد رسیدن به چشمه های شگفت انگیز باداب سورت حرکت کردیم مسیری از جاده واقعا سخت و پر از گودال های متراکم و کمی صعب العبور بود اما صبحانه خوردن در چنین ارتفاعی واقعا تکرار نشدنی بود، متاسفانه بیشتر این چشمه های اسرار آمیز خشک شده بودند و تنها پلکان هایی با حوضچه هایی اندک با آبهای نارنجی رنگ جوشان از این زیبایی خلقت به جا مانده بود ناگفته نماند که تلالو نور آفتاب و انعکاس آن در این حوضچه ها و پلکانهای باقی مانده هنوز هم تحسین برانگیز بود ،

بعد از آفرودی سنگ لاخی در مسیر دامغان بازدیدی از چشمه علی که چشمه ای جوشان با بناهای مربوط به زمان صفویه و قاجاریه بود داشتیم و در شاهرود نیز از بسطام که مقبره بایزید بسطامی بود دیدن کردیم جالبه بدونی که در این مسیر برای اولین بار من تجربه رانندگی با پاجیرو را داشتم که واقعا هیجان انگیز بود …

بعد از بسطام گروه به صورت ناگهانی تصمیم به ادامه حرکت به سمت جنگل ابر و کرد کوی را گرفت که راستش ما هم بر خلاف قولی که به تو داده بودیم دلمون نیومد که این مسیر را از دست بدیم وبا تمام دلتنگی هایمون برای تو همراه گروه شدیم و خوشحالم که رفتیم و مناظر زیبای این مسیر را از دست ندادیم چون ممکن بود دیگر همچین موقعیتی برامون پیش نیاد ، مسیر جنگل ابر بسیار وحشتناک بود ، تاریکی ، گل ، دره ، برف ، یخبندان و ….

اما چایی گرم و آتیشی در بالای ارتفاعات واقعا چشبید شب را در کرد کوی خوابیدیم و روز بعد به سمت درازنو و قله جهان نما حرکت کردیم که البته قبل از حرکت به دلیل کسالت بابا مهدی آمپول آفرودی توی ماشین هم تجربه کردیم با همه این اوصاف وقتی به ارتفاعات درازنو رسیدیم چشم انداز زیبای آن واقعا محسور کننده بود به دلیل مریضی بابا ما در کلبه ای زیبا و کاهگلی ساکن شدیم گروه به سمت قله جهان نما رفت و ما چند ساعتی در آرامش این زیبایی استراحت کردیم…

ظهر با این زیبایی ها خداحافظی کردیم و به سمت زندگی ماشینی برگشتیم که البته در راه برگشت با خرابی ماشین هم مواجه شدیم و برگشت ما با ۱ روز تاخیر دیگر نیز مواجه شد که خاطرات خاص خود را برای من و بابا مهدی رقم زد…

و این بود آفرودی متفاوت برای ما … هیجانات آفرودی، تاریکی ها ترسناک ، سرمای طاقت فرسا ، غذاهای کنسروی ، دست شویی های صحرایی و سختی دلتنگی… اما دیدن لحظه به لحظه تابلویی زیبا و بی نظیر از طبیعت ، مبهوت و خیره کننده بود نشاطی وصف نشدنی با خاطرات به یاد ماندنی و لذت جدا شدن از زمان رویایی به حقیقت پیوسته برای ما بود ….

یک سری از عکسها را از دید دوربین خودم در آلبوم سایت گذاشتم!

۵ نظر نظرات

  1. ماندانا says:

    اول سلام کیانای نازم خوبی دلم برات تنگ شده little pianist
    سلام مریم جون اینقدر قشنگ نوشتی که وقتی می خوندم فکر کردم منم اونجام…عکس کنار دریاچه خیلی قشنگ و رویایی بود(:

  2. وجیهه says:

    خدارو شکر معلومه که حسابی بهتون خوش گذشته. کاش کیانا هم زودتر آمادگیشو پیدا کنه بیاد باهاتون. داشتم تصور می کردم سختی هایی که گفته بودی همه رو می تونم تحمل کنم به غیر از سرما و البته یه ذره هم دستشویی صحرایی!!!!

  3. عبدی says:

    سلام..
    فقط میتونم بگم که جای تمامی دوستان خالی بود…

  4. امید says:

    سلام مخلصم راستش خیلی جای خوشگل و نازی بود.کیانا جون عزیزم هم بهش خوش گذشته دیگه خوب خدارو شکر دوستون دارم بوس

  5. سهیلا says:

    خیلی خیلی زیبا بود ایشالله همیشه به گردشهای خوب.

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم