کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

اتفاق بد یا خوب…

گاهی اتفاقات بد توی زندگی اینقد پشت سر هم پیش می آید که حسابی جا می خوری و احساس می کنی که توان تحمل این همه بدبیاری رو یکجا نداری کیانای من توی هفته های اخیرتصادف های پی در پی و بنوعی وحشتناک ، شکستن دست بابا و اتفاقات غیرمنتظره دیگه داشت تجربه این حس را در من رشد می داد  و احساس می کردم که هر چی قوی تر هستم این اتفاقات سنگین تر می شود راستش داشتم یه جورایی ناشکری می کردم که ای بابا خدا ….

تا اینکه یه جمله ساده که مفهمومی از اعتماد به خدا را داشت یه جایی خوندم و این جمله اینقدر به دلم نشست که پر از انرژی شدم و توی اون لحظه به وضوح دیدم که واقعا خدا توی همه این حوادث به ظاهربد چقدر نزدیک مون بوده و چه ناسپاس بودم منی که این وضوح حضور را داشتم نادیده می گرفتم …

کیانای من مطمئنا توی زندگی روزهایی را تجربه خواهی کرد که بسیار سخت و دلگیر خواهند بود اما به یاد داشته باش که حتی در این روزها هم اگر به یادش باشی آرامش عجیبی خواهی گرفت تا جایی که برای داشتن این روزها هم او را سپاس خواهی کرد…

خدایا ممنون برای همه چیز

۸ نظر نظرات

  1. عمو کاظم says:

    متاسفم برای اتفاقات بدی که اینروزها پیش اومده ، همه ما روزای بدو تجربه کردیم .
    خیلی سخته اما مهمه که ادم تمرکز و توکلشو از دست نده تا بتونه بر مشکل پیروز بشه
    اما خوشحالم که نگاه درستی به مساله داری . بارها اتفاق افتاده که با گذشت زمان متوجه شدیم اتفاقی که خیلی ناگوار میدونستیم در واقع به صلاح ما بوده .
    ایشالا با مدیریت قوی که در مهدی عزیز و شما سراغ دارم اینروزها میگذره.
    به امید روزای پر از لبخند

  2. یه دوست says:

    خدا رو شکر که به خیرگذشته ایشالله دیگه از این تجربیات بد براتون پیش نیاد.

  3. خاله مهسا says:

    باید همیشه آروم رانندگی کرد :دی
    اصلا آروم مگه چشه؟ :دی
    بیاین منچ بازی کنیم حاش بیشتره خواهر جان :D :D
    خدارو شکر بخیر گذشت انشالا همیشه هم بخیر بگذره خدایی من که همیشه تا شماها می رین بیرون واستون آیت الکرسی می خونم ( خودم چون بلد نیستم می گم بابا مسود بخونه) :دی

  4. Arian Nezhad says:

    درود بر کیانای گلم
    عزیز دلم برای بابا متاسفم . من خبر نداشتم
    چنان گشتم در کار خود گم
    که میگیرم سراغ خود ز مردم
    ایا یاران مرا جایی ندیدید.
    ….
    اساس زندگی همین فراز و نشیبه
    اگه همش شیرینی باشه شیرینی بیمزه میشه
    شیرینی وقتی میتونه مفهوم شیرین داشته باشه که در کنارش تلخی باشه که بتونی از این تضاد به یک شناختی برسی.
    تنها آرزومندم تلخی های در حدی باشد که قطره ای از امید را از دلت بیرون نکند
    به بابا و مامان خیلی خیلی سلام برسون و دلم برا همتون تنگ تنگه..
    به امید دیدار

  5. وجیهه says:

    حتما همینطوره عزیزم
    ایشالا که روزای شاد و خوب به زودی فرا می رسه
    شک نکن

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم