کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای شهریور ۱۹م, ۱۳۸۹

یک روز غافلگیرکننده !

بدون نظر

امروز افطاری بچه های شرکت را دعوت کرده بودیم از ظهر هم تو مرتب می گفتی که مامان من یک راز دارم ولی نمی تونم بهت بگم!! همیشه وقتی راز داشتی به من می گفتی منم قول می دادم که به کسی نگم اما ایندفعه هر کاری کردم هیچی نگفتی منم چون صبح موشت مرده [...]