کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای مرداد, ۱۳۸۹

خسته نباشید عزیزم

بدون نظر

کیانا جونی چند روز پیش بعد از ۱۰ سال رفتیم دانشگاه آخه من و بابایی تابحال مدرکمون را لازم نداشتیم و نگرفته بودیم اما برای شعبه جدید دفترمون نیاز به مدرک و ترجمه اون داشتیم و تو هم با خودمون بردیم برام جالب بود اینکه چقدر تو ذوق داشتی و کلی سوال می پرسیدی مثلا [...]




می خوام باور کنی چقدر دوست دارم

بدون نظر

نازنین مهربونم ، قبل از اینکه از اتفاقات روزهات بنویسم می خوام باهات کمی درد دل کنم کیانای من توی زندگی پیش می یاد روزهایی که بی دلیل یا با دلیل غمگینی ، روزهایی که بابهانه یا بی بهانه دلت هوای گریه کردن داره ، روزهایی که می دونی یا نمی دونی چرا دلتنگی …… [...]