کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

آرشیو برای ۱۳۸۸

خنده تو گرمی زندگی ما

Comments Off

کیانای من دوستت دارم با همه بهونه گیری هات اخمهاتم دوست دام گریه هاتم دوست دام بداخلاقی هات لجبازی هات هم دوست دارم دیروز صبح رفتیم مسابقات ماشین سواری را دیدیم و کلا تو از صبح خوشحال بودی چون قرار بود آقای نائینی بیاد خونمون اتاقت راخودت مرتب کردی و اسباب بازی هات هم خیلی [...]




تولد من و مهمونی

Comments Off

چند روز پیش تولد من توی شرکت بود افطاری توی شرکت گرفته بودیم خیلی خوش گذشت تو از روز قبلش بهم می گفتی مامان من برات یک کادو گرفتم که تولدت بهت می دم بعد روزی که می خواستیم بریم شرکت چند ساعتی توی اتاق بودی و بعد دیدم که با یک کادو اومدی و [...]




ارمنستان….

Comments Off

کیانای من بالاخره فرصتی شد تا بیام و بنویسم از مسافرتی بسیار پرخاطره وبه یادماندنی از اولین سفر خارجی که با ماشین رفتیم آره این بار هم مسافرتی متفاوت را تجربه کردیم ارمنستان کشوری که مردم آن با موزیک زندگی می کنند کشوری که زمانی جز ایران بوده و الان با اینکه بسیار کوچک تر [...]




هشت سال قبل….

Comments Off

کیانای من کیانای ما عشق ما می دونی امروز هشتمین سالگرد ازدواج من و بابایی است همیشه وقتی به این روز می رسیم به گذشته برمی گردیم امسال هم همینطور به هشت سال قبل مروری داشتم به گذشته ای که گذشت و چگونه گذشت به اولین احساسمون اولین قرارمون اولین صحبت اولین دیدار…. من هرسال [...]