کیانای من دوستت دارم با همه بهونه گیری هات اخمهاتم دوست دام گریه هاتم دوست دام بداخلاقی هات لجبازی هات هم دوست دارم دیروز صبح رفتیم مسابقات ماشین سواری را دیدیم و کلا تو از صبح خوشحال بودی چون قرار بود آقای نائینی بیاد خونمون اتاقت راخودت مرتب کردی و اسباب بازی هات هم خیلی [...]
آرشیو برای ۱۳۸۸
چند روز پیش تولد من توی شرکت بود افطاری توی شرکت گرفته بودیم خیلی خوش گذشت تو از روز قبلش بهم می گفتی مامان من برات یک کادو گرفتم که تولدت بهت می دم بعد روزی که می خواستیم بریم شرکت چند ساعتی توی اتاق بودی و بعد دیدم که با یک کادو اومدی و [...]
کیانای من بالاخره فرصتی شد تا بیام و بنویسم از مسافرتی بسیار پرخاطره وبه یادماندنی از اولین سفر خارجی که با ماشین رفتیم آره این بار هم مسافرتی متفاوت را تجربه کردیم ارمنستان کشوری که مردم آن با موزیک زندگی می کنند کشوری که زمانی جز ایران بوده و الان با اینکه بسیار کوچک تر [...]
کیانای من کیانای ما عشق ما می دونی امروز هشتمین سالگرد ازدواج من و بابایی است همیشه وقتی به این روز می رسیم به گذشته برمی گردیم امسال هم همینطور به هشت سال قبل مروری داشتم به گذشته ای که گذشت و چگونه گذشت به اولین احساسمون اولین قرارمون اولین صحبت اولین دیدار…. من هرسال [...]