کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

اولین تجربه دوری

۴ نظر

دیشب بعد از چهار شب دوری از تو، کنار تو با بوی تن تو و با نوازش دستهای کوچک تو تازه فهمیدم که چقدر برای آرامش به تو محتاجم… من و بابا از شنبه تا دیروز به خاطر همایش تهران رفته بودیم و تو با انتخاب خودت تصمیم به موندن کنار اسباب بازی ها و [...]




آفرودی در طبیعت زیبای دره سیستان

۴ نظر

این جمعه هم با گروهمون به دل طبیعت رفتیم واقعا زیبایی این منطقه توصیف نشدنی بود از سمت کلات و هزار مسجد به دره سیستان رفتیم هوای عالی، طبیعت آرامش بخش و هیجان آفرودی که این سری داشتیم همه دست به دست همه داد و روز خاطره انگیز دیگری برای ما ساخت و من که [...]




اولین آفرود کیانا

۶ نظر

بالاخره راضیت کردیم که توی دومین آفرود با ما باشی و عجب آفرودی بود این آفرود … مسیرهای خیلی زیبا و در عین حال بسیار خطرناک مناظر زیبا با هوای بسیار عالی در کنار تو واقعا پر از انرژی برای من و بابا مهدی بود البته توی این آفرود ۳ ماشین که خراب شد یکیش [...]




کیانا در جشن تکلیف

۴ نظر

تقریبا از اواسط فروردین توی مدرسه طبق یک برنامه هماهنگ با شما ( کلاس سومی ها) برای برگزاری جشن تکلیف در حال تمرین بودن اون اوایل از تمرینات و گرفته شدن زنگ تفریح خیلی شاکی و نالان بودی ولی این اواخر به دلیل تمرینات سرود و نمایشی که داشتی خیلی ذوق زده بودی و فقط [...]