کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

"خاطرات کیانا"

اگه گفتی این عکس چیه؟!

Comments Off

کیانا خانم گل اگه گفتی این عکس کنار عکس چیه؟ تا تو یکم فکر کنی من برات از دیروز بنویسم… بابا مهدی جمعه آخر شب اومد ولی شما خواب بودین و صبح که بیدار شدی کلی خوشحال و ذوق زده شده بودی به اندازه یک دنیا توی دل کوچولوت حرف داشتی تا برای بابایی تعریف [...]




کوچولوی ورزشکار من

Comments Off

کیانا جون ماشاااله خیلی سریع داری توی ژیمناستیک پیشرفت می کنی حالا که تو علاقه مند شدی باز من پر از تردید و دلهره شدم می ترسم که مبادا دستت بشکنه نکنه یک وقت سرت به جایی بخوره و هزارتا ترس دیگه که هر کدوم منو به یک شکل آزار می ده ، امروز مربیت [...]




دلم تنگ است دلم تنگ است

Comments Off

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقتش روشنی بخش قلب من است دلم برای کسی تنگ است که چشمهایش موج امید است دلم برای کسی تنگ است که عشقش به زلالی دریاست دلم برای کسی تنگ است که بی حضور او زندگی برایم بی معنی است… کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری [...]




اولین شب بی تو

Comments Off

امشب و بی تو چه طوری بگذرونم امشب بی نفسهای تو چه طوری بخوابم امشب بی نگاه تو چه طور آروم باشم آه کیانای بی معرفت آخه چه طوری دلت اومد مامانت و تنها بذاری مگه نمی دونی من بی تو نمی تونم نفس بکشم آخه مگه دلت برای بابایی تنگ نشده بود مگه نمی [...]