کیانا جون;
خیلی وقته که من بنا به دلایلی نتونستم برات مطلب بنویسم، اما سعی می کنم که از این به بعد بیشتر واسه سایتت وقت بزارم و از هر فرصتی برای نوشتن استفاده کنم.
عزیزم، جیگرم، نفسم، امروز یکی از روزهای پردردسر توام با استرس زیاد برای من بود و مثل همیشه مامان مریم خیلی خوب مواظب شرایط جانبی مخصوصا من بود! ![]()
وب سرور اصلی شرکت بخاطر اینکه دیگه نگارش سیستم عاملش OutDate شده بود، دیگه قابلیت بروزرسانی رو نداشت و یه Patch امنیتی مهم هم باید سریع نصب میشد که واسه همین مجبور شدم کل سیستم عامل رو به همراه اطلاعاتش با هم عوض کنم…
تجربه سختی بود و با ریسک بالا مخصوصا اینکه وسط روز کاری این اتفاق میافتاد!
بهرحال از همه مهمتر و جالبتر از این مساله، درک خیلی خیلی خوب شرایط من و مشکل توسط تو بود…
با اینکه ما دفتر تهران بودم و امکانات برای سرگرم کردن تو کم بود اما خیلی خوب به بابائی کمک کردی، من خیلی بهتر از قبل از چشمای قشنگت آرامش و مهربونی رو واسه خودم میدیدم….
باور کن دوست داشتم با چند باری که یه دفعه پیشم میومدی که کمکی کنی یا چیزی بیاری، کار رو ول کنم و فقط از اون زیبائی که پر از احساس قشنگ برام بود لذت ببرم!
خدایا بابت همه نعمتها و خانواده خوبی که به من دادی ازت ممنونم و همیشه ازت میخوام که مثل قبل منو به هر شکلی که خودت میدونی به سمت مسیر درست راهنمائی کنی….






سلام بر کیانیای عزیزو دوست داشتنی سایتت خیلی باحال بود امیدوارم من تنبل هم بتونم واسه امیرعلی این امکانو فراهم کنم برو حالشو ببر با این پدرو مادر مهربونی که داری همیشه به فکرت بودن البته فکرشون آینده نگری هست که قابل تقدیره ثبت خاطرات خیلی خوبه چون آدما با خاطراتشون زندگی میکنن تو هم وقتی خاطراتت ثبتو ضبط بشه در طولانی مدت خیلی میتونی ازش استفاده کنی در هر صورت خیلی خوشم اومد از ایده پدرو مادرت امیدوارم همتون زیر سایه همدیگه زندگی سعادتمندی داشته باشید دوست دارم کیانا جون هوارتا
ارادتمندیم داش مجید
از اینکه اینقدر با لطافت جواب دادی کلی انرژی گرفتم.
ایشالا تو هم همیشه در کنار همسر محترمت و امیرعلی جون لحظه های خوش و به یاد ماندنی رو داشته باشین.
بابت همه خوبیهات ممنونم و از خدا میخوام که اونجور که دوس داری و خوبه هواتو داشته باشه