کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

همدان نامه….

۳ روز تعطیلی و اتمام مدرسه تو فرصتی شد تا بعد از مدتها به یک مسافرت تفریحی و بدور از کار بریم …

۵شنبه با هواپیما رفتیم تهران و تو مثل تقریبا هر سفر نگران سقوط هواپیما بودی و البته با تاخیر بیشتر از ۱ ساعت و نیمی پرواز شب به تهران رسیدیم و برای شام فشم رفتیم که خیلی خوب بود جمعه هم با ماشین به سمت همدان حرکت کردیم با اینکه فرصت کمی داشتیم ولی خوب با وجود دوستان همدانی خیلی زیاد بهمون خوش گذشت و تقریبا می شه گفت تمام دیدنی های همدان رفتیم که اکثر جاها با ترافیک و صفهای طولانی مواجه می شدیم ولی واقعا ارزش داشت و بسیار لذت بردیم مخصوص روز آخر و تله کابین گنجنامه به تو خیلی خوش گذشت طبیعت دست نخورده آن بسیار زیبا بود….

کیانای من جالبی این سفر برای من این بود که در برگشت کلی خاطره نوشتی و اولین دفترخاطرات تو با این سفر شروع کردی نوشته های کودکانه و کلمات شیرین تو خاطرات این سفر را به زیباترین شکل ماندگار کرد…

عکسهای این سفر هم توی آلبومت گذاشتم.

غار علی صدر با دوستان خوب و باحالمون

 

 

عصرونه خیلییییییییییی خوشمزه

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم