کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

خداحافظ مهدکودک…

جند روز پیش جشن پایان مهدکودک یا به قولی فارغ التحصیلی از مهدکودک بود از ساعت ۴ تا ۹ طول کشید حسابی آخریها خسته شده بودی ولی کلا جشن خوبی بود

چه شعرهای قشنگی می خوندی با اینکه امسال خیلی غایب بودی ولی شعرها را خوب یاد گرفته بودی من از شعرخاداحافظ مهدمن و شعر مامان و بابات خیلی خوشم اومد نقشت هم خیلی خوب اجرا کردی

از سال دیگه دوره تازه ای از زندگی برات شروع می شه آرزوم اینه که هر سال و هر شروع و پایانی برات بهترین باشه و همیشه مثل الان با همین آرامش و شادی باشی

عکسهای جشن هم برات گذاشتم ومی دونم بعد از سالها که می بینی خاطرات زیبای این روزها برات تداعی می شه

پرنسس من دوستت دارم

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم