کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

اولین دندون اصلی و یک کوچولوی جدید در خونه

عزیزکوچولوی من ۲ هفته ای تهران بودیم واونجا اصلا وقت نکردم برات بنویسم والان بیشترین چیزی که یادم هست خنده های تو توی سینما ست آخر شب یک فیلم رفتیم و فکر کردم تو می خوابی ولی کلی خندیدی ویا تاتر که رفتیم کلی با دقت نگاه می کردی و هر از چند گاهی هرجاش که نامفهوم بود از من می پرسیدی که برای چی یا یعنی چی یا چرا اینکار را کرد و….راستی تابی هم که دوست داشتی برات خریدیم
بابلسر هم که خییییییییلی بهمون گذشت کلی شن بازی و آب بازی کردیم
دیروز هم با بچه های شرکت رفتیم باغ طرقبه از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب ، و چون تولد بابا مهدی هم نگرفته بودیم و روز پدر هم بود اونجا برای بابا مهدی با بچه ها جشن گرفتیم و به همه مخصوصا تو خیلی خوش گذشت عکساشو توی آلبومت می ذارم
و حالا خبر اصلی اینکه چند روزپیش دیدم اولین دندون کوچولوی شیریت لق شده و حالا چون نیوفتاده بوده و دندون اصلیت می خواسته در بیاد از پشت این دندون شیری یعنی از توی لثت ریشه زده راستش من که دیدم خیلی دلم ریش شد ولی اصلا به روت نیاوردم و برات توضیح دادم که چون داری کلاس اولی می شی دندونات می یوفته و دندونای جدید و قوی تر درمیاد و برات اینقدرجالب بود و اونقدر ذوق زده شده بود که بابا مهدی را از خواب بیدار کردی تا بهش نشون بدی!!!!!!!! من خیلی نگرانم که چی می شه و دکتر چه تصمیمی میگیره خدا کنه کار سخت و دردناکی برات نباشه
راستی تصمیم گرفتی که گوشاتم سوراخ کنی تو این مورد هم من راستش دلم نیومده بود تا حالا اقدام کنم ولی دیگه الان چون خودت دوست داری می خواهیم بریم تا گوشاتم سوراخ کنیم

فلفلی هم عضو جدید تازه رسیده تو خونمونه یک همستر با نمک و شیطون که شده همبازی یا به نوعی اسباب بازی تو ، کلی باهاش بازی می کنی و می خندی وصدای قهقه هات توی خونه می پیچه

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم