کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

کودک من

شنبه,۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۲۲:۲۴
امروز دوست نداشتی مهد کودک بری منم موندم پیشت البته خودم هم زیاد حوصله نداشتم تو هم شدی بهونم

می دونی عزیزم چه آرامشی داره کنار تو بودن چقدر زیباست دنیای کودکانه و بازی های کودکانه ات…

دوست دارم ساعتها بنشینم و فقط تماشا کنم دیدن عالم بچه گانه ات از تماشای هر چیز دیگر در دنیا لذت بخش تر است تماشای عروسک بازی هایت، داستان پردازی و تخیل کودکانه تو واقعا شیرین است.

وقتی مامان می شی، وقتی مربی می شی، وقتی خاله می شی و حتی وقتی بچه می شی….هر کدوم داستانی جذاب و دوست داشتنی برای من است.

کاش آدما همیشه بچه می ماندن مثل تو ساده صاف و یکرنگ

کاش می شد همیشه در دنیای داستان های تو می ماندیم

کاش می شد دنیا همیشه مثل بچگی هامون زیبا بود

…..

راستی عزیزم دیروز بابایی هم اومد و چقدر سوغاتی برامون آورده بود مرسی بابا مهدی، مرسی مهدی عزیزم همین که تو همیشه پیش ما باشی برای ما کافیه دوست داریم خیلی زیاد

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم