کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

فیدو ، عضو جدید خانواده!

کیانا جونی من الان ساعت ۳و نیم شبه تازه رسیدیم خونه مهمونی بودیم از بس بازی کردی نرسیده به خونه دیگه افتادی از همه بیشتر به تو خوش گذشت آخه یک دختر تقریبا همسن تو هم داشتن که کلی با هم بازی و ورجه ورجه کردی اسم دوستت هم کیانا بود

راستی چند شب پیش حالت خیلی بد شده بود استفراغ و تب و دل درد داشتی خلاصه ۲ روز با هم غایب شدیم و الحمدالله بهتر شدی خیلی ترسیده بودم چقدر بده وقتی مریض می شی کاش می شد اصلا مریض نمی شدی

خوب حالا می رسیم به فیدو کوچولو! عضو جدید بامزه و احتمالا موقتی خونه

یک سگ کوچولو که بابا مهدی برات خریده خیلی دوسش داری و کلی روزا باهاش سرگرم که چه عرض کنم در حال قهقهه زدن هستی خیلی شیطون و مهربونه

البته می دونی مامانت خیلی ترسوی از همه چیز می ترسه با اینکه تابحال بهش دست نزدم و یک هفته هم کمتره که پیشمونه ولی خوب خیلی دوسش دارم

تا دیشب که اصلا نمی ذاشت بخوابیم ظاهرا به خونه جدید عادت نداره و البته می گن احساس تنهایی می کنه برای همین همش شبها در حال ناله کشیدن بود و دوست داشت که یا پیشش باشیم یا بازی کنیم خلاصه ببینیم چی میشه می تونه موندگار بشه یا نه!!

.