کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

اولین نوشته

سه شنبه,۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۰۲:۱۸

کیانای عزیزم ، بالاخره این CMS باعث شد که برای نوشتن برای تو هم از فن آوری روز استفاده کنم…. قبل از هر چیز در اولین نوشته می خواهم از خدا تشکر کنم خدایی که برای زیبا تر کردن زندگی ام برای درک عمیق عشق اول از همه پدرت را به زندگی من وارد کرد مردی که در تمام ثانیه های زندگی تکیه گاه استوار و صبور من بوده مردی که عشق را متفاوت تر و زیباتر از همیشه برای من به ارمغان آورد مردی بی نظیر….. و بعد هم خدا را به خاطر تو شکر می کنم ، با تو مادر بون را حس کردم ، عشقی فراتر از عشق دنیوی عشقی به زلالی دریا به استواری کوهها عشقی به لطیفی ابرها به شکنندگی شیشه و به زیبایی خدا با تو عشقی بی نهایت و حسی غریب را تجربه می کنم ، در تمام لحظه های عاشقانه با هم بودن حس بهترین نبودن برای تو مثل سایه با من بوده و هست ، می دونم مادر خوبی نبودم ولی بدون فراتر از آنچه تصور می کنی دوستت دارم خدایا به خاطر این همه خوبی این همه لطف و این همه سخاوتی که به من گناهکاره ناسپاس داشتی متشکرم … و شکرت به خاطر داشتن همسری عاشق همسری که بودنش آرامش بخش لحظاتم است همسری که تمام غرور من است و فرزندی پاک و معصوم از جنس خودت….

۲ نظر نظرات

  1. کیانا says:

    ممنونم مامان جونم

  2. خاله مهسا says:

    خیلی زیبا و با احساس .. معلومه که کیانا به کی رفته .. با داشتن پدر و مادری مثل شما جای تعجب نیست کیانا اینقد با احساس و با استعداد ( استعدادش البته به خاله مهساش رفته ) :D

خوشحال میشیم نظرتون رو بدونیم