کیانای شرین من نمی دونی چند بار خواستم بیام و برات پست بنویسم اما وقت نشده الان ساعت یک و نیم شبه که دیگه طلسم شکسته شد فقط یادم نمی یاد که چی می خواستم برات بنویسم
نزدیکه عیده و کارها یک جوری زیاد شده هم شرکت هم بیرون شرکت خلاصه خیلی وقت نمیشه که برای تو وقت بذارم که البته از این موضوع حسابی ناراحتم البته سعی می کنم یک جوری برنامه ریزی کنم که بیشتر با هم باشیم مثلا دیروز با هم رفتیم باشگاه تو خیلی خوشحال شده بودی و البته در حین خانمی شیطونی هم می کردی مثلا یواشکی وزنه دستگاهها را زیاد می کردی یا یواشکی برای خودت وزنه برداری می کردی و خلاصه گفتی که دفعه بعد هم با من می یای، عجب هاااااااااااا
راستی امروز داشتم اتاقت را تمیز می کردم بعد همین جوری غر می زدم که چقدر خسته شدم دیدم اومدی گفتی مامان لپتو بیار بعد کلی بوسم کردی باز رفتی چند دقیقه بعد دوباره اومدی بغلم کردی بوسم کردی و خلاصه چند بار همین طوری اومدی و بوس بارونم کردی قربونت بشم من که اینقدر مهربونی، بوسسسسسسسس بوس
کیانا جونم یک چیز دیگه اینکه عاشق آهنگهای افشین ، آرش ، کامران و هومن شدی مخصوصا فرشته کامران و هومن تا این آهنگ شروع می شه هر جا باشی سریع خودتو می رسونی کلی ذوق می کنی و تمامشو می خونی
خوب ظاهرا دیگه مخ مامانی هنگ کرده یادش نمی یاد که چی می خواسته بنویسه برم دیگه لالا که صبح هم باید زود بیدار شیم آخه با مهد می خواین برین موزه آدم شناسی
دوست دارم شب بخیر بوس بوس





