کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

تویی تویی بهترینم

کیانا گاهی اتفاقاتی توی زندگی میوفته که اصلا پیش بینیش نکرده بودی و باعث می شه که کلی از برنامه ریزیهای آیندت را تحت تاثیر قرار بده باعث می شه که فکرت حسابی درگیر و مشغول بشه و یا حتی باعث بشه کلی ناراحت بشی ولی می دونی چیزی که مهمه اینه که بتونی از اون موضوع طوری بگذری که بیشتر از حد بهت فشار نیاره وتحت تاثیرش قرار نگیری باید سعی کنی اون موضوع برات تجربه بشه باید به این فکر کنی که هیچ اتفاقی توی زندگی تصادفی نیست و حتما حکمتی در اون اتفاق بوده باید خدا را باور داشته باشی حتی اگر اون اتفاق باعث بشه که خیلی از کارهایی که دوست داشتی را نتونی انجام بدی خلاصه یادت باشه عزیزم که به خاطر هیچ موضوعی بیش از حد خودتو درگیر نکنی و غصشو نخوری که دنیا ارزش غمگین بودن را نداره….

می دونی من تازگی ها دارم یاد می گیرم که با تو بچگی کنم چون باعث می شه که همه چیز را فراموش کنم برای فرار از همه مشغله های زندگی برای فرار از تمام چیزهایی که آزارت می دن باید حتما کسی یا چیزی را داشته باشی که بتونی لحظاتی را بدون فکر کردن فقط بخندی بخندی و بخندی

من که تو و بابایی را دارم نمی تونم آرزو کنم که برای تو در آینده چنین لحظاتی پیش نیاد چون زندگی حتما چنین لحظات ناخوشایندی را هر چند کم ولی دارد پس آرزو می کنم که توی اون لحظات من کنارت باشم و بتونم تو رو بخندونم و اگر نبودم دوستی باشد

بیشتر از همه و بیشتر از همه چیز به خودت فکر کن ، بخند بخند و بخند

دوستت دارم بهترینم

.