کیانای من، کیانای ما، تمام زندگی من وپدرت وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی ،۲٫۸کیلو وزن ۴۹ سانتیمتر قد داشتی دور سرت هم ۳۴ سانتیمتر بود… خوب به خاطر دارم اولین نگاهت را با چشمان درشت و سیاهت با نگاه پاک ومعصومت وقتی در اوج دردهایم تو را در آغوش من گذاشتن از تمام دردها رها شدم….

ایرانگردی مون تموم شد دیگه

عسل من دوشنبه شب ساعت ۱۰ رسیدیم مشهدالبته توی تموم ۴ ساعت حرکت از بیرجند تا مشهد تو خواب بودی و وقتی رسیدیم تازه ما بیدارت کردیم البته برای من و بابایی که بهتر شد چون حسابی با هم خاطرات ۱ ماه را مرور کردیم

واااااااااااای چقدر به هممون این ۱ماه خوش گذشت، تمام ثانیه ها باهم بودیم روزهای قشنگی بود هیچ وقت نشده بود تا این حد باهم باشیم تمام دقایقش برای ما فراموش نشدنیه و چه حس زیبایی بود

توی راه من و بابایی یادی از اولین روزهای ازدواجمون کردیم یاد اون روزهایی که بابایی رفته بود سربازی و من تنها بودم وهنوز شرکتی در کار نبود ، یاد اولین مسافرت شمالی که با اتوبوس رفتیم …، یاد برنامه حسابداری … و یاد تمام خاطرات دیگری که با هم داشتیم

خداییییییییییییییا واقعا شکرت من و مهدی تموم داشتنهامون را مدیون تو هستیم تویی که درهیچ یک از لحظه های سخت زندگی ما را تنها نذاشتی و تویی که نتیجه زحمتهای ما را بهتر و بیشتر از آنچه لایقش بودیم به ما دادی

کیانای من باید اعتراف کنم که من توی این ۱ماه خیلی بیشتر از گذشته به بابا مهدی ایمان پیدا کردم بابا مهدی بهترین هست هم توی کار هم توی زندگی می دونی دختر کوچولوی من راستش من خیلی اهل ریسک نیستم اما بابا مهدی برعکس من و ما اگر الان تونستیم ۱ ماه کار را رها کنیم و بریم با خیال راحت مسافرت و خرج کنیم و خرج کنیم و لذت ببریم فقط به خاطر مدیریت و برنامه ریزی های دقیق بابا مهدی توی کار است که شاید من اون اوایل با انجام خیلی هاشون موافق نبودم اما الان می بینم که اگر انجام نمی شد ما تا این حد راحت و آسوده نبودیم
مهدی عزززززززیزم بیشتر از آنچه تصور می کنی دوستت دارم و بهت افتخار می کنم

راستی یادم رفت از بیرجند بنویسم این سری بیرجند هم خیلی خوش گذشت رفتیم موزه و تازه من و بابایی تنهایی رفتیم یک جای خوب

خوب تقصیر خودت بود ما را به یک گربه فروختی و رفتی خونه بابا بزرگ که گربه بازی کنی ما هم از فرصت استفاده کردیم رفتیم به خاطرات خیللللللی وقت پیشمون می دونی توی بیرجند یک جایی هست بالای کوه که برای من پر از خاطرات شیرینه با بابایی رفتیم اونجا

اینم از ایرانگردی مون دیدی کیانا خانم تمام سعی خودمو کردم که برات خاطرات را بنویسم حالا توی پست بعدی هم سعی می کنم یک مرور کنم و چیزایی که یادم رفته را بنویسم و بعد هم برم برات آلبوم مسافرت را که گلچین کردم توی سایت بذارم

ببین چه مامان خوبی داری

.